خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند از شرم تو باشد در نقابرخ بپوشان تا برآید آفتاب
۲
بر سر هر عضو من دردت نهادنقطهٔ داغی نشان انتخاب
۳
تا در آب افتاده عکس عارضتمی نیاسوده است موج از اضطراب
۴
بر بیاض دیده از خون جگرمینویسم خط بیزاری خواب
صفحهٔ ۱ از ۲