خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سردمهریهای دوران را تلافی از تب استسوزن خار ملامتها ز نیش عقرب است
۲
نه همین ما میگدازیم از غم بخت سیاههرکجا روشندلی دیدیم شمع این شب است
۳
ناله هرجا میرسد رنگ دگر بر میکندآتش غمخانه و باد چراغ کوکب است
۴
بیدلان از یک نگاه گرم از جا میروندظرفهای طاقت ما را مگر یک قالب است
صفحهٔ ۱ از ۳