خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردون در آتش از حسد جوهر من استپرواز من بلندتر از اختر من است
۲
شبنم به بال جذبهٔ خورشید میپردکس را چه حد بستن بال و پر من است
۳
پامال و خاکسار و ز هر باد بیقرارنقش قدم به راه وفا همسر من است
۴
سهلش مبین که سکهٔ مردان همین بودنقش حصیر فقر که بر پیکر من است
صفحهٔ ۱ از ۳