شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک شهر سنگدل را یک سخت‌جان بس استجائی که صد خدنگ بود یک نشان بس است
۲
زلفت هزار حلقه کمان را چه می‌کند؟گر صید دل مراد بود یک کمان بس است
۳
دل زان تست بر سر جان گر سخن بودقسمت کنیم با تو مرا نیم جان بس است
۴
گمراه آنکه پیرو ارباب عادت استخضر ره تو ماند ازین کاروان بس است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth