خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل که چون نرگس مستت به شراب افتادستدفتر معرفت ماست در آب افتادست
۲
ما ز آغاز و ز انجام جهان بیخبریماول و آخر این کهنه کتاب افتادست
۳
غمزهات کار دلم ساخت به یک چشم زدندامنی تا زدی آتش به کباب افتادست
۴
شُکر چشم تو کند محتسب شهر کزوهر کجا میکدهای هست خراب افتادست
صفحهٔ ۱ از ۳