خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیوهٔ نادان بود بر عاشق بیدل گرفتبر اصول رقص بسمل کی کند عاقل گرفت؟
۲
عشق با سیلاب پنداری ز یک سرچشمه استجای خود ویران کند هر جا دمی منزل گرفت
۳
طبع بیانصاف را از عیب جوئی چاره نیستگر به زیر تیغ آمد نکته بر قاتل گرفت
۴
هر کجا سامان فزونتر بهرهمندی کمتر استتشنه زاب جوی بیش از سیل کام دل گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳