خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر قدم لغزیدنی فرش قدمگاه من استچاه راهم چون قلم پیوسته همراه من است
۲
گشته از افتادگی آن سرفرازی حاصلمکاسمان در سایهٔ دیوار کوتاه من است
۳
از طریق راست خاشاکِ خطرها رفتهاندهر چه در راه من است از طبع گمراه من است
۴
گرچه راهی را به سر طی میکنم همچون قلمسرنوشت تازهای هر گام در راه من است
صفحهٔ ۱ از ۲