شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به از گل بر سر احباب خاک خواری‌اتچاره‌ساز جان کار افتاده زخم کاری‌ات
۲
در کنار نامهٔ اغیار یادم کرده‌ایتا بدانم بعد از این قدر فرامش‌کاری‌ات
۳
ایدل از آب حیات نامه‌های دوستانبر کناری همچو خس دائم ز بی‌مقداری‌ات
۴
راه قاصد را به مژگان رفت و چشم انتظارعاقبت آورد بهر ما خط بیزاری‌ات
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth