شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشتخوش آنکه عاریتی را به اختیار گذاشت
۲
بس است سردی فصل خزان کنون بایدهوای زهد خنک را به یک کنار گذاشت
۳
خزان رسید و به آزادگی ثمر شد نخلفشاند برگ به شکر همین که بار گذاشت
۴
تو نیز پنجه ز می رنگ کن که باد خزانحنا به دست عروسان شاخ‌سار گذاشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth