خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شراب صحبت احباب زهر غفلت استگر به چاه افتد کسی بهتر ز دام صحبت است
۲
منکر آئینهاند آنها که اهل عزلتاندخلوتی کابنای جنسی گنجد آنجا کثرت است
۳
با وجود ناتوانی نرگس بیمار اوشوق خونریزیش بیش از آرزوی صحت است
۴
دهر را هم مشرب عزلتپسند افتاده استنیست بیوجهی که دایم دشمن جمعیت است
صفحهٔ ۱ از ۲