شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از کمی مشتری جنس سخن خوار نیستتحفه گرانقیمت است جوش خریدار نیست
۲
دست قضا همچو شمع در چمن خوشدلیگل بسری می زند کش غم دستار نیست
۳
گاهی خاشاک سیل، گاه خس شعله باشساکن یک مرحله، سالک اطوار نیست
۴
خاطر روشندلان، زخم جفا می خوردصیقل آئینه جز مرهم زنگار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth