خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه استرخنه مانند قفس آرایش کاشانه است
۲
کام دنیا را برای اهل دنیا واگذارجغد را ارزانی آن گنجی که در ویرانه است
۳
بر دَر و بامِ دلم ، غم بر سرِ هم ریخته استمیهمان در خانه ام دایم زیاد از خانه است
۴
قابل چندین شکایت نیست وضع روزگارآنچه دارد تلخ و شیرین جمله یک پیمانه است
صفحهٔ ۱ از ۳