شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن صید پیشه فکر مدارا نکرده استگر سربریده رشته ز پا وانکرده است
۲
امروز در بهشتی اگر بی تعلقیهرگز کریم وعده بفردا نکرده است
۳
از روزگار خاک گل و آدمست و بسخاکی که عشق او به سر ما نکرده است
۴
تا راه برده است خرابی بخانه امیک سیل رو بجانب دریا نکرده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth