شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از هجوم خط دلی باطره پرفن نماندمور چندان شد که آخر دانه در خرمن نماند
۲
مرغ گیرائی ز دام زلف او پرواز کردناوک اندازی آن مژگان صیدافکن نماند
۳
بخیه بر زخم دل ما تنگ می گیرد بسیحیف کائین مروت یکسر سوزن نماند
۴
از خط پرگار این خواندم که از سرگشتگیراه حیرت پوید آن پائی که در دامن نماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth