شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کس بتو دلربا نشیندبسیار ز خود جدا نشیند
۲
همچون هدفم سفید شد چشمتا ناوک تو بجا نشیند
۳
از بس تنگست بزم وصلتجا نیست که نقش پا نشیند
۴
مرغ الفت پرید ازین باغشبنم از گل جدا نشیند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth