شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دولت به ملک عشق به هر سر نمی‌رسدسر تا بریده نیست به افسر نمی‌رسد
۲
جایی که عارضِ تو به دعوی طرف شودمیراث آینه به سکندر نمی‌رسد
۳
ناامن گشته میکده از دست رهزنانمی از حجاب شیشه به ساغر نمی‌رسد
۴
هر جا که تشنه‌ای‌ست رسد گر به کام خویشزین بحر قطره نیز به گوهر نمی‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth