خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه لاف هنر پیش بی هنر نزنداگرچه برق بود طعنه بر شرر نزند
۲
بچاره دست مزن در بلا که شصت قضانشان غلط نکند، تیر بر سپر نزند
۳
مکن سئوال که ابواب فیض اهل سخاگشاده است بروی کسیکه در نزند
۴
چراغ عقل دهد روشنی ز پرتو عشقنظر نه بیند تا آفتاب سر نزند
صفحهٔ ۱ از ۳