شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشود اینکه ز دل اشک جگرگون نرودطفل آراسته از خانه برون چون نرود
۲
کام دل رم کند اما بطلب رام شودراه اگر گم شود از بادیه بیرون نرود
۳
رخصت بادیه گردی ز کجا خواهد یافتاشک ما گر بسر تربت مجنون نرود
۴
شب خیال تو چنان بر سر دل می آیدکه کسی بر سر دشمن بشبیخون نرود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth