خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسنی که باو عشق سروکار نداردمانند طبیبی است که بیمار ندارد
۲
حرفیکه دل غمزده ای زو بگشایدغیر از لب پرخنده سوفار ندارد
۳
ضعفم نکند تکیه بنیروی بزرگانکاه تن من پشت بدیوار ندارد
۴
از بخت سیه ناله ما یافت رواجیشب تا نشود شمع خریدار ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳