شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندیدعزم بالا کرد، چون از گَرد، پیش پا ندید
۲
بر محک زد نقد شهری و بیابانی خردعاقل خوش‌مشرب و مجنون بد سودا ندید
۳
نیست از وضع جهان ابنای دنیا را ملالهیچ صورت را کسی دلگیر از دیبا ندید
۴
عافیت را اهل دل در دیده بستن دیده‌اندبهره زین گلشن به غیر از چشم نابینا ندید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth