شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بحال بد دل از چشم تر افتادسیه گردد چو در آب اخگر افتاد
۲
تو گر با این لب شیرین بخندیبشیر صبح خواهد شکر افتاد
۳
چه خواری کز وفاداری ندیدمکنم صد شکر کز عالم بر افتاد
۴
هنر کم ورز گیتی باغبانیستکه خواهان نهال بی بر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth