خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جز سکوت ز روشندلان نمیآیدزبان شعله به کار بیان نمیآید
۲
ز سیل حادثه چشمم چنین که ترسیدستز دیده دیدن ریگ روان نمیآید
۳
خدنگ آه شکارافکن است لیک چه سودکه از هزار یکی بر نشان نمیآید
۴
به زلف او نیم آگه ز حال دل چه کنمخبر همیشه ز هندوستان نمیآید
صفحهٔ ۱ از ۳