شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در زنگبار خاطر من کار می‌کندهر صیقلی که آینه را تار می‌کند
۲
گر در بضاعت هنر آتش زند سپهرآن را حساب گرمی بازار می‌کند
۳
دارم بدل ز پرتو غم‌های روزگارعکسی که جانشینی زنگار می‌کند
۴
اعضا چنین که تحفه دردت به هم دهندآزار خار پا به جگر کار می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth