شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بملک عشق دل شادمان نمی ماندگل شکفته درین گلستان نمی ماند
۲
نمی خورد غم روزی کسیکه قانع شدهمای هرگز بی استخوان نمی ماند
۳
چرا چو موج همیشه است بیقراری مابیک قرار چو وضع جهان نمی ماند
۴
سیاه روزی ما همچنین نخواهد ماندشب ار دراز بود جاودان نمی ماند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth