خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سرو قدت جلوه به بستان نفروشدگل هم به کسی چاک گریبان نفروشد
۲
کالای دل از مشتری قدرشناس استبرق آتش خود جز به نیستان نفروشد
۳
از عربده چشم تو هر سوی منادیستدر شهر که کس باده به ترکان نفروشد
۴
در بوم و بر ملک تجرد نتوان یافتآن مور که منت به سلیمان نفروشد
صفحهٔ ۱ از ۲