خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به غیر از می کسی از عهدهٔ غم برنمیآیدزمان غصه بیایام مستی سر نمیآید
۲
تغافل بر شراب از توبه هرکس زد پشیمان شدبه استغنا کسی با دختر رز بر نمیآید
۳
زمین دل اگر از آب حیوان پرورش یابدگیاه عیش از آنجا بینم می برنمیآید
۴
مگر در سینه پردرد مهمانست پیکانشکه امشب پارههای دل به چشم تر نمیآید
صفحهٔ ۱ از ۲