خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشک دمی جدایی از خانه تن نمیکندسیل خراب میکند لیک وطن نمیکند
۲
بار غم فراق تو بس که شکسته پیکرمداغ به سینهام کنون تکیه به من نمیکند
۳
آه ز شرح حال ما بسته زبان خویش رادیده به طفل اشک خود هیچ سخن نمیکند
۴
گرد هلال رشک تو بس که گرفته روی گلابر وفا به شستن روی چمن نمیکند
صفحهٔ ۱ از ۲