خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زخمهای شانه از زلفت فراهم میشودبخت اگر یاری نماید مشک مرهم میشود
۲
عیش اگر هم رو دهد بیتلخی اندوه نیستهمچو نوروزی که واقع در محرم میشود
۳
قتل ما هرگاه باشد میتوان، تعجیل چیستکشتن شمع حیات ما به یک دم میشود
۴
تا چه آرد بر سر بال کبوتر نامهامخامهام هردم ز بار درد دل خم میشود
صفحهٔ ۱ از ۳