خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالک نه ره بگم شده از جستجو بردباید بخود فرو شود و پی باو برد
۲
تن پروری که راحت زخم ترا شناختبی آب لقمه ای نتواند فرو برد
۳
خونابه اش گلاب فشاند به پیرهنزخم کسیکه از گل روی تو برد
۴
هر کس امین گنج قناعت نمی شوداین فیض خاص را دل بی آرزو برد
صفحهٔ ۱ از ۲