خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز بمی هیچ دل از بند غم آزاد نشدخط آزادی ما جز خط بغداد نشد
۲
از سخن حال خرابم نشد اصلاح پذیرهمچو ویرانه که از گنج خود آباد نشد
۳
گرچه نقش قدم و سایه و ما همکاریمکس چو من در فن افتادگی استاد نشد
۴
معنی بکر تراشی چه بود، کوه کنیخامه فکر کم از تیشه فرهاد نشد
صفحهٔ ۱ از ۳