شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیال گلشن رویت بدل گذار نکردکه مو بموی تنم را چو لاله زار نکرد
۲
اگرچه شانه زسر تا بپای شد انگشتحساب حلقه آنزلف تابدار نکرد
۳
پیاده وادی دیوانگی بسر نرساندکسیکه شور جنونش به نی سوار نکرد
۴
چو کوه در ته تیغست سربلندی اوکسیکه شیوه افتادگی شعار نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth