خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از جهان بخت بابرام گدا می خواهدمشت خاکی که برای سر ما می خواهد
۲
دل ازین عمر سیه روز بتنگ آمده استشمع کوتاهی شب را زخدا می خواهد
۳
سرم از افسر و از ظل هما بیزارستموی ژولیده و سودای رسا می خواهد
۴
گرچه خار رهت از پای کشیدن حیفستچکنم گر نکشم آبله جا می خواهد
صفحهٔ ۱ از ۲