خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع این مسئله را بر همهکس روشن کردکه تواند همه شب گریهٔ بیشیون کرد
۲
زود رفت آنکه ز اسرار جهان آگه شداز دبستان برود هر که سبق روشن کرد
۳
ناله گفتم دل صیاد مرا نرم کنداین اثر داد که آخر قفسم زآهن کرد
۴
دیدهاش پاکی دامان مرا خوب ندیدزاهد خشک که عیب منِ تردامن کرد
صفحهٔ ۱ از ۳