شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اجتناب از آهم آن مغرور خود سر می‌کندپادشاهست احتراز از گرد لشکر می‌کند
۲
بر تن غم‌پرور عاشق نشان بوریااز برای خط زخمش کار مسطر می‌کند
۳
ترک آسایش اگر لذت ندارد پس چراگل به آن نازک‌تنی از خار بستر می‌کند
۴
دل ز سر قسمتم خون شد که در یک بوستاناین به سر گل می‌زند آن خاک بر سر می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth