خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی تمنای تو از خاطر ناشاد رودداغ عشق تو گلی نیست که بر باد رود
۲
نرود حسرت آن چاه زنخدان از دلتشنه راآب محالستکه از یاد رود
۳
گر بشستن برود نقش الف از شانهفکر بالای تو هم از دل ناشاد رود
۴
نتوان از سر او برد هوای شیرینلشکر خسرو اگر بر سر فرهاد رود
صفحهٔ ۱ از ۳