خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی تغافل می تواند عاشق بیتاب کردچون توان با تشنگی قطع نظر از آب کرد
۲
مو بمو قربان آن ابرو شدم اما هنوزطاعتی مقبول نتوانم در آن محراب کرد
۳
حیف از اشکم که چون ریگ روان بیحاصلستشمع از یکقطره نخل شعله را سیراب کرد
۴
با همه دریا کشی مستی نمی دانم که چیستگریه از بس بیتو آبم در شراب ناب کرد
صفحهٔ ۱ از ۲