شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از لذت جور تو خبردار نباشدزخمی که لبش بر لب سوفار نباشد
۲
چشمان توام تشنه به خونند مبادااین شربت کم بخش دو بیمار نباشد
۳
بی‌روی تو چشم از همه بستم که ندیدمعکسی که برین آینه زنگار نباشد
۴
واپس‌ترم از سایه در آن کوی که هرگزاز ناکسی‌ام جا پس دیوار نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth