خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از ضبط گریه دست دل ناتوان کشیدخاشاک سیل را نتواند عنان کشید
۲
یک شربت آب جو بدل جمع کس نخوردتا موج شکل زلف بر آب روان کشید
۳
پیکان غمزه در دل ما جا گرفته استاین آه و ناله نیست که آسان توان کشید
۴
گلزار آرزو که چمن در چمن شکفتخمیازه بر طراوت فصل خزان کشید
صفحهٔ ۱ از ۳