شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به راه عشق که هرگز به سر نمی‌آیدبه غیر گم شدن از راهبر نمی‌آید
۲
همیشه عقل در اصلاح نفس عاجز بودکه پندگوی به دیوانه بر نمی‌آید
۳
به است پایی کز وی برآید آبله‌ایز دست ما که ازو هیچ بر نمی‌آید
۴
از آن کمر نتوانم دمی نظر بستنز نازکی به نظر گرچه در نمی‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth