خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اقلیم دل به زور مسخر نمیشوداین فتح بیشکست میسر نمیشود
۲
از گریه سرنوشت چه شویم که این رقمزایل به آب چون خط ساغر نمیشود
۳
روشندلان خوش آمد شاهان نگفتهاندآیینه عیبپوش سکندر نمیشود
۴
جان میدهم نهفته که دل پی نمیبردخون میخورم چنانکه لبم تر نمیشود
صفحهٔ ۱ از ۳