شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نهال عشق که برگش غمست و بار افسوساگر ز گریه نشد سبز صد هزار افسوس
۲
نیامدی و سیاهی ز داغها افتادسفید شد برهت چشم انتظار افسوس
۳
میان گرد کدورت پدید نیست دلمچه سازم آینه گم گشت در غبار افسوس
۴
بآه و ناله میسر نمی شود وصلتنسیم، رنگ ندارد زنوبهار افسوس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth