شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون اشک پریشان سفری را چه کند کسسرمایه هر شور و شری را چه کند کس
۲
دکان به چه کار آید اگر مایه نباشدبی‌دجله خون چشم تری را چه کند کس
۳
اشک آمد و بیناییم از دیده برون شدهم‌خانگی پرده‌دری را چه کند کس
۴
از روشنی شمع وصال تو گذشتیمخود گو که فروغ شرری را چه کند کس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth