شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بخانه چند نشینی سری ببستان کشچو چشم خویش دمی باده در گلستان کش
۲
ز کنجکاوی دلها غبار می گیردزلطف گاهی دستی بتیغ مژگان کش
۳
مرا بگوشه مکتوب غیر یاد مکنجدا بنام من ایدوست خط نسیان کش
۴
زمانه ایست که مستی زبلبلان عیب استبسان غنچه در این باغ باده پنهان کش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth