شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آهم اثر نیافت ز فریاد بیوقوفشاگرد را چه بهره ز استاد بیوقوف
۲
در پنجه داشت ناخن و دربند تیشه بودآه از نکرده کاری فرهاد بیوقوف
۳
مشکل که این شکار در آید بدام تودل مرغ زیرکست و تو صیاد بیوقوف
۴
شعرم بمو شکافی ادراک مدعیخندد چو نوعروس بداماد بیوقوف
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth