شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خم زلفی است دگر دام گرفتاری دلکه درو موی نگنجیده ز بسیاری دل
۲
راهزن را نبود باک ز فریاد جرسترک یغما نکند غمزه ات از زاری دل
۳
دید چون بیکسی ما دل آهن شد نرمماند پیکان تو در سینه به غمخواری دل
۴
خنده بر بخت زنم یا به وفاداری دوستگریه بر خویش کنم یا به گرفتاری دل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth