خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیجوهریم و دست ز شمشیر می بریمموریم و پنجه هنر از شیر می بریم
۲
داریم تحفه تو دل پاره پاره ایسودا ببین، که لاله بکشمیر می بریم
۳
تا عاقلان بمأمن تدبیر می رسندما رخت خود بخانه زنجیر می بریم
۴
خواهیم خو گرفت بروز سیاه خویشما تیرگی ز بخت بتدبیر می بریم
صفحهٔ ۱ از ۳