شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همین از بخت بد طوفان ز عمان دیده‌امدایم از جوش تری از قطره طغیان دیده‌ام
۲
صد خلل در راحت تنهاییم افتاد اگرزآشنایان گردبادی در بیابان دیده‌ام
۳
از غم بی‌خانمانی گریه‌ام رو داده استآشیان بلبلی گر در گلستان دیده‌ام
۴
شانه تاری چند از زلفت به چنگ آورد و منحاصلی گردیده‌ام، خواب پریشان دیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth