شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌دماغم دست رد بر وصل جانان می‌نهمپنبه در گوش از صدای آب حیوان می‌نهم
۲
در بهاری اینچنین از زهد خشک محتسبساغرم تا تر شود در زیر دامان می‌نهم
۳
نه صراحی غلغلی دارد نه ساغر خنده‌ایگوش چندانی که بر بزم حریفان می‌نهم
۴
از کجا مرهم بیابم چون ز مغز استخوانپنبه می‌آرم به روی داغ حرمان می‌نهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth