خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورمکه در غمش بگریبان نمی رسد زورم
۲
هزار بار ازین همرهان گسستم و بازفلک نهشت جدا همچو تار طنبورم
۳
سرم بغیر گریبان فرو نمی آیدبدستگاه قناعت ز بسکه مغرورم
۴
چنینکه صورت خامم کدورت انگیزستببزم دهر تو گوئی چراغ بینورم
صفحهٔ ۱ از ۳