خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بار ناموسی نداریم از پی دل می رویماز تهی پائی چه بی اندیشه در گل می رویم
۲
هرگز از سرگشتگی راهی بسر ناورده ایممضطرب هر سو چو مرغ نیم بسمل می رویم
۳
طالع وارون ما از بس به سستی مایلستپا اگر بر سنگ بگذاریم در گل می رویم
۴
چون خس و خاشاک سیلاب ایمنیم از گمرهیپا بدوش راهبر دائم بمنزل می رویم
صفحهٔ ۱ از ۳